« February 2008 | Main | April 2008 »
March 28, 2008
">
سرگشته ام . . دستانت از كدام سو طلوع خواهند كرد؟ یادت هست که در آخرین دیدارمان حتی گرمی دستان مهربانت را نیز از من دریغ داشتی
تقدیم به تو ...
به تو که خالق معنی شیرینی را در لبهای چون عسل تو آفرید
تقدیم به تو که این روزها ...
این روزها
نمی دانم آشفته ای
یا مرا آشفته می داری
در گرگ وميش چشمانت
Posted by Amin at ">07:24 PM | #comments">Comments (1)
March 23, 2008
">لاله
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
Posted by Amin at ">10:39 AM | #comments">Comments (3)
March 21, 2008
">از سبز به سبز
من در اين تاريكي من در اين تاريكي من در اين تاريكي من در اين تاريكي و براي بته نورس مرگ، آب را معني كردم
فكر يك بره روشن هستم
كه بيايد علف خستگيام را بچرد.
امتداد تر بازوهايم را
زير باراني ميبينم
كه دعاهاي نخستين بشر را تر كرد.
درگشودم به چمنهاي قديم،
به طلاييهايي، كه به ديوار اساطير تماشا كرديم.
ريشهها را ديدم
و براي بته نورس مرگ، آب را معني كردم.
Posted by Amin at ">10:56 PM | #comments">Comments (5)
">خنیاگر
آنکه می گوید دوستت دارم خنیاگر غمگینی ست که آوازش را از دست داده است . ----------------------------------------------------------------------------------------------
ای کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد در چشمان توست
هزار قناری خاموش در گلوی من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
آن که می گوید دوستت دارم
دل غمگین شبی ست که مهتابش را می جوید ...
پ.ن : وقتی بهت نگاه می کنم ...! یه دنیا بغض ناشکسته در گلوی من و تو بالا و پایین می رود .
Posted by Amin at ">10:32 AM | #comments">Comments (1)
March 20, 2008
">هزار و سیصد و هشتاد و هفت
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد****که در دستت بجز ساغر نباشد
زمان خوشدلی درياب و در ياب****که دايم در صدف گوهر نباشد
غنيمت دان و می خور در گلستان****که گل تا هفته ديگر نباشد
ايا پرلعل کرده جام زرين****ببخشا بر کسی کش زر نباشد
بيا ای شيخ و از خمخانه ما****شرابی خور که در کوثر نباشد
بشوی اوراق اگر همدرس مايی****که علم عشق در دفتر نباشد
ز من بنيوش و دل در شاهدی بند****که حسنش بسته زيور نباشد
شرابی بی خمارم بخش يا رب**** که با وی هيچ درد سر نباشد
من از جان بنده سلطان اويسم****اگر چه يادش از چاکر نباشد
به تاج عالم آرايش که خورشي****چنين زيبنده افسر نباشد
کسی گيرد خطا بر نظم حافظ****که هيچش لطف در گوهر نباشد
Posted by Amin at ">07:59 AM | #comments">Comments (2)
March 15, 2008
">چشم ها را باید شست
چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید . 
Posted by Amin at ">09:02 AM | #comments">Comments (1)
March 09, 2008
">رجعت
همچنان دچار استحاله ام . امیدوارم 87 طور دیگه شروع بشه ... 4 یا شاید 5 سال که سال نو یه جور احمقانه ای شروع می شد و تا اخر سال هم ادامه داشت ... سال 86 شاید بتونم بگم بدترین سال عمرم بود . امیدوارم که بتونم 87 رو طور دیگه ای شروع کنم ... دارم تلاش می کنم . نمیدونم چی به ما گذشت ... یا چه اتفاقی برامون افتاد . نمیدونم چی بود که یهو مثل طوفان همه زندگیمو در هم ریخت . اما چیزی که مهمه اینه که واقعا طوفان بود . هنوزم تمام لحظه ها رو به طوفان فکر میکنم . جالبه نه ؟ یا شایدم باور نکردنی اما همه لحظاتم به یاد طوفانم .
این پوست انداختنم خیلی سخته ولی لازمه .
Posted by Amin at ">09:12 AM | #comments">Comments (5)