" />

« August 2007 | Main | October 2007 »

September 29, 2007

">

اومدم همینجوری واسه خنده بنویسم که شب از نیمه گذشته دیدم صبح شده :پی
بر و بکس بیدار شدن سحری بزنن تورج .

دیشب رفته بودم بام تهران :) یه چیز جالب دیدم سکوی پرش بانجی درست کردن اونجا برای اولین بار توی ایران :دی اگر سر و وضعم مناسب بود دیشب حتما می رفتم می پریدم ... البته یه مقدار قیمتش عجیبه .... 25 هزار تومان برای یه بار پرش
ولی هر چی فکر کردم اونقدر وسوسه شدم که نمیتونم نرم ... ارتفاعش 40 متره :او

Posted by Amin at ">03:55 AM | #comments">Comments (0)

September 26, 2007

">

دیگر به لب نیارم حدیث آشنایی
شکسته در گلویم نوای بی نوایی
فتاده هستی من به کام نامرادی
ز چهره ام تو گویی پریده رنگ شادی
می روم و نمی رود از سر من هوای تو
داده فلک سزای من ، تا چه بود سزای تو
می روم و نمی رود نام تو از زبان من
به که نپرسی از کسی نام من و نشان من
کنون که می فریبد مرا سراب هستی
....
حین که شد از عشق و وفا زیر و زبر هستی من
راز دل زار مرا کرده عیان مستی من
می روم و نمی رود از سر من هوای تو

Posted by Amin at ">02:14 AM | #comments">Comments (0)

">

بی خوابی ؟!
شب بیداری ؟!
خواهم که بر چشمت
هر دم کشم سرمه
ترسم پریشان کند بسی
حال هر کسی
جشم نرگست
مستانه مستانه
خواهم که بر رویت
هر دم زنم بوسه
ترسم که نالان کند بسی
مثلل من کسی
چشم نرگست
حانانه جانانه
یک شب بیا منزل ما
حل کن 2 صد مشکل ما
ای دلبر خوشگل ما
دردت به جان ما شد
روح و روان ما شد

Posted by Amin at ">02:01 AM | #comments">Comments (0)

September 24, 2007

">:-(

عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه ست .
دلم ، بند دلت بود . هست . گرفته . بد جوری گرفته . عقدهء دلم اگه وابشه ؟! خدا کنه که وانشه .
دور شدم . از اونی که دوسش داشتم دور شدم .
از خدام دور شدم . یادش به خیر اون احساسات خوبی که وقت اذان داشتم . وقتی اسما حسنی رو می خوندن من زمزمه می کردم مو به تنم سیخ می شد . یادش به خیر روزایی که شجریان ربنا می خوند و اشکام دونه دونه میریخت پایین و دعا می کردم .
الهی چون خزان دل شکسته ام . مرا به حال خود مکن رها .
IMAGE_081.jpg

Posted by Amin at ">08:10 AM | #comments">Comments (0)

September 20, 2007

">نالان ؟!

همیشه این بساط داشتیم باهم ... هیچ وقت نه تو فهمیدی که من چی دلم میخواد یا چه مرگمه نه من فهمیدم که تو از جون من چی می خوای ؟! هیچ وقت نفهمیدی که چیزی که ازت انتظار داشتم اینی نیست که هستی ... همیشه یه گادفادر ازت انتظار داشتم اما تو هیچ وقت هیچی نبودی ... خسته شدم .

ای قوم به حج رفته کجایید ؟
معشوق همین جاست بیایید بیایید

Posted by Amin at ">10:21 AM | #comments">Comments (0)

September 17, 2007

">

بگذار تا ز شارع ميخانه بگذريم
کز بهر جرعه‌ای همه محتاج اين دريم
روز نخست چون دم رندی زديم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شيوه نسپريم
جايی که تخت و مسند جم می‌رود به باد
گر غم خوريم خوش نبود به که می‌خوريم
تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو ياقوت احمريم
واعظ مکن نصيحت شوريدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگريم
چون صوفيان به حالت و رقصند مقتدا
ما نيز هم به شعبده دستی برآوريم
از جرعه تو خاک زمين در و لعل يافت
بيچاره ما که پيش تو از خاک کمتريم
حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نيست
با خاک آستانه اين در به سر بريم

Posted by Amin at ">02:20 PM | #comments">Comments (0)

">

باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم ، تو در من
از من به من نزدیک تر تو
از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دل و یک درد داری
تا در عبور از کوچهء عشق بر دوش هم سر می گذاریم
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها
من با تو ام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل

---------------------------------------------------------------------
بالاخره اینم انجام شد . پخش زنده تصاویر پانردهمین نمایشگاه بین المللی قرآن .
نمی دونم چرا اون چیزی که باید تموم نمیشه :(

Posted by Amin at ">06:55 AM | #comments">Comments (0)

September 16, 2007

">دفتر خاطرات من شروع میشه با اسم تو ؟!

ز بخت یاری ماست که آنچه می خواهیم
یا به دست نمی آید یا از دست می گریزد

Posted by Amin at ">02:00 PM | #comments">Comments (0)

September 12, 2007

">

کس نمی داند کدامین روز می آید !
کس نمی داند کدامین روز می میرد !

Posted by Amin at ">10:44 AM | #comments">Comments (1)

September 09, 2007

">اتفاقات جالب

من خیلی خسته شده بودم دیروز از بس که حرص خوردم و اینا به فرشید گفتم پاشو بریم کافه عکس یه چیزی بخوریم و بعد بریم خونه که اتفاقات جالب شروع کردن به افتادن :))
اول اینکه ما از دیروز می خواستیم یکی از دوستانو ببینیم که نشد ولی اتفاقی اونجا دیدمشون ... جالب نیست ؟ اینکه یکی از شیراز بیاد تهران و تو این شهر شلوغ ادم بدون خبر و اتفاقی تو کافه عکس ببینتش خیلیه خوب .... به هر حال
اتفاق جالب بعدی مراسم انحدام یک پاکت سیگار مارلبارو لایت از نوع فیلتر زرد بود که
با کمک آقای فرشید انجام شد .
IMAGE_081.jpg
یه چند تاییم عکس تو موبایلم بود که از نمایشگاه سفالگری بانوان ایرانی توی فرهنگسرای نیاوران گرفتم که بد نیست و میزارم اینجا... البته همه ش با دوربین موبایلمه :دی
IMAGE_069.jpg
IMAGE_077.jpg

Posted by Amin at ">07:26 AM | #comments">Comments (3)

September 08, 2007

">پاواراتی ؟!

این اخریا ... صدای قدرتمند لوسیانو پاوارتی با اون هیبت و قدرتش جزو محدود چیزایی بود که آرومم می کرد ... خبر فوتش خیلی شوکم کرد ... :(

pavaspan.jpg


---------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن : Modified?!

Posted by Amin at ">08:48 AM | #comments">Comments (0)

September 06, 2007

">پاواراتی !

خبر تمامی تلکس های خبری دنیا ...
پاوارتی خواننده اپرا امروز ساعت 5 صبح به وقت محلی مودنا در سن 71 سالگی در اثر سرطان در گذشت ...:((

capt.f302a04ed4734104a7fe4509ccb3488a.pavarotti__ny132.jpg
نیویورک تامیز
یاهو نیوز

Posted by Amin at ">10:19 AM | #comments">Comments (0)

September 05, 2007

">آه از این دل که به یادش بنشسته

او کبوتر گشت و از بامم پرید
بر کدامین آشیانه پر کشید
او دگر رفته و از من بگسسته
آه از این دل که به یادش بنشسته
-------------------------------------
زنده یاد ویگن :)

Posted by Amin at ">09:37 AM | #comments">Comments (0)

September 04, 2007

">مرا مگذار و مگذر

دلگیر دلگیرم ، مرا مگذار و مگذر
از غصه می میرم ، مرا مگذار و مگذر
با پای از ره مانده در این دشت تبدار
ای وای می میرم ، مرا مگذار و مگذر
سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ
دل بر نمی گیرم ، مرا مگذار و مگذر
بالله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست
بی جرم و تقصیرم ، مرا مگذار و مگذر
با شهپر اندیشه دنیا گردم اما
در بند تقدیرم ، مرا مگذار و مگذر
آشفته تر ز آشفتگان روزگارم
از غم به زنجیرم ، مرا مگذار و مگذر

Posted by Amin at ">09:29 AM | #comments">Comments (0)

September 03, 2007

">دل جای تو شد

دل جای تو شد وگرنه پر خون کنمش
در دیده تویی وگرنه جیحون کنمش
امید وصال توست جان را ورنه
از تن به هزار حیله بیرون کنمش

--------------------------------------------
:)) خیلی با مزه ست اینکه بعضیا فکر میکنن که من لاف عشق میزنم و گله از یار میکنم
که لاف دروغ :))
نه لاف عشق می زنم . نه گله از یار میکنم ...
جماعت یه دنیا حرف توی این دل من :پی
اما جماعت هیچ وقت یک کلمه شم به هیشکی نمی گم تا دلتون بسوزه همون جوری که دل من سوخت :دی
دیگه اینکه ملالی نیست جز دوری تو این غم عظیم ...
من دیوونه ام ؟ برو بابا تو خودت دیوونه ای ... مگه نشنیدی می گن جانا به خرابات آی تا لذت جان بینی ، جان را چه خوشی باشد بی لذت جانانه ؟
اقا حرفیه ؟ من اینجوری خوشم برای خودم . پس دیگه هیسسسسسسسسس !

Posted by Amin at ">10:39 PM | #comments">Comments (0)

">؟!

42-17178436.jpg
مرا مگذار و مگذر

Posted by Amin at ">01:19 PM | #comments">Comments (0)

">صورتگر نقاشم

DSC_0003_resize.JPG

صورتگر نقاشم ، هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم ، با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

Posted by Amin at ">12:52 PM | #comments">Comments (0)

September 01, 2007

">پیکر تراش پیرم !

DSC_0068_resize.jpg
پیکر تراش پیرم و با تیشهُ خیال
یکشب تو را ز مرمر شعر آفریده ام
تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام

بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را
تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام زچشم حسودان نگاه را

تا پیچ و تاب قدّ تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشاده ام
از هر زنی تراشه تنی وام کرده ام
از هر قدی کرشمۀ رقصی ربوده ام

اما تو آن بتی که به بت ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای
مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخته کنده ای

زنهار زان که در پس این پرده نیاز
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام
یکشب که خشم عشق تو دیوانه ام کند
بینند سایه ها که تو را هم شکسته ام

---------------------------------------------------
سال 82 این شعر رو از نادر نادرپور تو وبلاگ محمد علی ابطحی دیدم . خیلی خوشم اومد . نمی دونم چی شد یا چه خوابی دیدم که صبح وقتی بیدار شدم این شعر رو داشتم زمزمه می کردم . متن کامل رو دوباره از وبلاگ ایشون پیدا کردم و میذارمش اینجا . خیلی قشنگه
عکسه هم ربطی به شعر نداره . 2 روز پیش گرفتمش . خودم خوشم اومد از عکسه به خاطر حس اسارتش :) اونم میذارمش اینجا

Posted by Amin at ">08:46 AM | #comments">Comments (1)