" />

« January 2007 | Main | March 2007 »

February 26, 2007

">باورم نیست !

روزا دارن میگذرن و من همینطور که به واقعیت نزدیک می شم بیشتر و بیشتر ناباورتر می شم نسبت به این واقعیت .... انگار که توی مه به سوی دره سقوط می رم .
هیشکی نمی فهمه چی میگم . هیشکی :(
این اواخر خیلی زیاد داشتم تلاش می کردم . کارایی که چند سال براشون زحمت کشیدم و تازه به نتیجه می رسه . کارایی که چندین وقت هی عقب و عقب افتاد حالا کم کم دارن انجام میشن و یه باری از روی دوشم کم میشه اما این واقعیت که کم کم دارم لمسش می کنم .
دیگه حافظم مثل همیشه شفا بخش نیست مثل اینکه اونم واقعیت رو قبول کرده .


یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسله لایعقل بود
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

-----------------------------------------------------------------------
این چند وقته کامپیوتر درست و درمون نداشتم . دسکتاپم مادربردش یه مشکلی داشت که خیلی عجیب و غریبه .
توی هفته پیش تصمیم گرفتم که ویندوز ویستا رو تجربه کنم . رفتم یه DVD گرفتم و گذاشتم که نصب بشه . اولش خیلی هیجان انگیز بود . همه چیز انگار تو یک فضای دیگه سیر می کردیم . اما یهو یه error احمقانه که خیلی عجیب بود و هر چی تلاش کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم . بعد که office 2007 هم روی سیستمم نصب نشد اوضاع وخیم تر شد .
تو این همه عجایب که روی یه سیستم فقط vista و office 2007 نصب نمیشه نه به خاطر عدم برآورده شدن نیاز های سخت افزاری که به خاطر یه سری خطای احمقانه من یهو در عین بی پولی به طرز معجزه آسایی صاحب یک نوت بوک شدم از نوع Dell و از سری XPS با مدل M1210 که خیلی دارم باهاش حال می کنم .
دارم زندگی می کنم باهاش . یه چند روزی تو این فکر بودم که ویندوز دارای لیسانسمو عوض کنم یا نه ؟ دیگه امشب زدم به دریا و در کنار اون ویندوز یه ویندوز ویستا ریختم ...
که الان دارم باهاش زندگی می کنم :)

Posted by Amin at ">10:57 PM | #comments">Comments (0)

February 16, 2007

">گاففففففففف !!!!!!!!!!!!!!!!

من كه تلويزيون نگاه نمي كنم .
اما اينو از اين لينكايي كه ميفرستن متوجه شدم .
كانال 4 يه فيلميو پخش كرده كه زير نويس انگيليسي داشته و دوبله شده بوده .
بعد يه جاي فيلم دو تا مرد در مورد يه فاحشه و قيمت فاحشه داشتن بحث مي كردن
دوبله اي كه انجام شده بوده در مورد شكار خرس بوده و اين پرفوسورا يادشون رفته بود كه فيلم زيرنويس داره و همه چيو ملت ميتونن بخونن :))))))
خيلي باحالين بابا ..... من ميبينم كه وقتي يه فيلمي رو دوبله ميكنن من حداقل نصفشو نمي فهمم .... همينه ديگه .... :))
اينم لينك اين گافففف بزرگ عمو ضرغام ....

Posted by Amin at ">10:48 PM | #comments">Comments (1)

">!!!!!!!!!!بازتاب فيلتر شد !!!!!!!!!!!!!!

من نمي دونم تو اين مملكت بايد غصهء چيو بخوريم .

درد و رنج زندگي يك طرف .
بد بختي و بيچارگي ملت يك طرف .
بي پولي و كسادي و ركود يك طرف .
اينم از رفتار آقايون ....
نميدوني واقعا يه روزي كه سوار اتوبوس هستي و داري ميري يه بمب بتركه و
داغونت كنه .
هر وقت يه عزيزي ميره بيرون تا زماني كه برمي گرده بايد همينجوري دلشوره داشته باشي كه كي برميگرده .
اونوقت مي گن چرا جوونا بي روحن .
چرا جوونا ميرن سراغ فسق و فجور .
چرا اين همه فساد اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي و .... زياده .
آخه اين چه مملكتيه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! گوه بگيرنش ...
نه امنيت شغلي . نه امنيت مالي . نه امنيت جاني . نه امنيت اجتماعي .
همه زيرآب همو ميزنن فقط .
همه دنبال اينن كه تو اين جنگل نون و لقمه رو از دهن اون يكي بردارن بذارن دهن خودشون .
ملت براشون راحت شده نونشونو بزنن تو خون بخورن .

امروز خبر رسيده بازتاب فيلتر شد . يه روزيم خبر ميرسه امين خاكي . كام فيلتر شد . فردا خبر ميرسه كه محل كارمون تعطيل شد به خاطر اين كه روي كامپيوتر يكي ديگه فايل ام پي تري بود . واي خدا اين چه طويله ايه ؟‌!!!!
ما كي از اين نكبتي كه گرفتارشيم راحت ميشيم ؟
پس اين امام زمان كي ميخواد بياد و همه رو راحت كنه ؟‌!!!!!!!!!!
كجايي پس ؟‌

Posted by Amin at ">10:24 PM | #comments">Comments (0)

February 13, 2007

">On Marriage

Then Almitra spoke again and said, "And what of Marriage, master?"
And he answered saying:
You were born together, and together you shall be forevermore.
You shall be together when white wings of death scatter your days.
Aye, you shall be together even in the silent memory of God.
But let there be spaces in your togetherness,
And let the winds of the heavens dance between you.
Love one another but make not a bond of love:
Let it rather be a moving sea between the shores of your souls.
Fill each other's cup but drink not from one cup.
Give one another of your bread but eat not from the same loaf.
Sing and dance together and be joyous, but let each one of you be alone,
Even as the strings of a lute are alone though they quiver with the same music.
Give your hearts, but not into each other's keeping.
For only the hand of Life can contain your hearts.
And stand together, yet not too near together:
For the pillars of the temple stand apart,
And the oak tree and the cypress grow not in each other's shadow.


Posted by Amin at ">03:11 PM | #comments">Comments (0)

February 09, 2007

">جرم او شعرش بود !

قبل از آغاز فصل پژمردن
قبل از آغاز شمارش معكوس
مي خواهم زندگي كنم
مي خواهم عشق بورزم
و با زباني دراز تر از نان بربري سركوچه
به آنان كه چراغها را كشته اند
زبان درازي كنم .
با زباني دراز تر از نان بربري سركوچه

به جرم شاعري مي خواهم بر دار شوم
به جرم همه زيبايي ها مي خواهم بردار شوم
كه اگر بردار نشوم عالمي مي كوشند
كه به بدترين جرم ها بر دارم كنند
پس بهتر است كه به جرم آزادگي بميرم
تا در تاريكي و ظلمت

Posted by Amin at ">06:58 PM | #comments">Comments (1)

February 08, 2007

">

کی می تونه جای اسمت توی شعر من بشینه ؟
توی این مرثیه امشب جای اسمت نقطه چینه
طرح ساده نگات
دفتر خاطره هات
مثل سایه روی خاک افتاده
بی تو از گریه پرم
لحظه ها رو می شمرم
آسمون بی تو پر از فریاده
آسمون ! بغضتو بشکن
اون دیگه بر نمی گرده
نفسهای گرمش امشب همنفس با خاک سرده
قاب عکست روبرومه
دارم از نفس می افتم
باورم نمیشه اما
من برات مرثیه گفتم

Posted by Amin at ">09:44 AM | #comments">Comments (0)

February 02, 2007

">وايسا دنيا من ميخوام پياده شم !!!!


vaysa2nia.JPG

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم .

Posted by Amin at ">09:48 AM | #comments">Comments (0)