« May 2006 | Main | July 2006 »
June 20, 2006
">تکرار زمان
میگن زمان تکرار میشه ....
اما باور نداشتم اینقدر زود . باور نداشتم اینقدر نزدیک ....
چند وقت پیش یه حسی داشتم که اینجا نوشتم :
--------------------------------------------------------------------------------------------------
شراره های آتش از کامم بر می آید ؛
درونم را می سوزاند و تمام ابعاد زندگیم را به چالش می کشد ،
به هر سو که می نگرم دریایی مواج از احساسات می بینم که وحشیانه موجهایش را به سینهء ساحل زبان بسته می کوبد . بیچاره ساحل و بیچاره تر از ساحل رهگذری که به امیدی قدم به سینه ساحل گذاشته است .
این روزها تمام تمرکزم را از کف داده ام شاید طولی نکشد که دل و دین را ببوسم و فریاد زنان کاری کنم که چرخ فلک گردون را بلرزاند ؛
اما نه من باید صبور باشم . من باید عاقل باشم . من باید درس بخوانم . مهندس بشوم ....
من باید مراقب باشم که آب در دلشان تکان نخورد . من نباید موقعیت ها را به چالش بکشم .
این وسط چه کسی این دریای مواج را درک خواهد کرد ؟ غیر از تو که مثل خودم روزق گم کرده ای هستی که به تخته پاره ای چنگ زده ای ...
این وسط چه کسی به یاد می آورد که اگر برق بزند خرمن و خرگه را با هم می سوزد ؟ غیر از تو که سوختی .
دلم برایت بی نهایت تنگ شده است بی نهایت .
----------------------------------------------------------------------------------------------------
وحالا امروز دوباره همین حس رو دارم ... بی نهایت حس بدیه ....
نمیدونم چه اتفاقی خواهد افتاد و این ندونستن اعصابم رو بهم میریزه ....
Posted by Amin at ">07:25 AM | #comments">Comments (1)
June 11, 2006
">بدان و آگاه باش
20 خرداد
Posted by Amin at ">07:21 AM | #comments">Comments (0)
June 02, 2006
">روی تو
ز دستم بر نمی آید که بی روی تو بنشینم
به جز رویت نمی خواهم که روی هیچ کس بینم
من اول روز ندانستم که با شیرین در افتادم
که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم
Posted by Amin at ">11:37 AM | #comments">Comments (2)