۸ مهر ۱۳۹۰
« Older Entries Subscribe to Latest Posts
۶ مهر ۱۳۹۰
ریا !
وقتی بود که آنچه می کردند به ریا می کردند . اکنون به آنچه نمی کنند ریا می کنند .
“تذکره الاولیاء”
۲۳ تیر ۱۳۹۰
چند سال از امشب بگذره .
نمی دونم چند سال یا شاید چند قرن گذشت . شنیدن صدات بعد از این همه سال برام مثل یه اتفاق غریب بود . مرور کردن همه اتفاقات که بعضیاشو من یادم نمیومد و بعضیا رو تو یادت نبود هم خیلی جالب بود .
محکمه ای که ساختی هم جالبه . شاید برام شرکت کردن در این محکمه واقعا مسخره باشه اما چیزی که بتونه حس تورو نسبت به چند سال از زندگی مشترکمون عوض کنه و آرامش برات داشته باشه برای من ارزشمنده .
واقعا تصور اینکه از اون روزها حداقل ۷ سال گذشته برام غیر قابل باور .
۲۵ خرداد ۱۳۹۰
اگر دستم رسد روزی
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
و گر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی
خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم
به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمیدانم
فراقم سخت میآید ولیکن صبر میباید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم
سعدی
—————————————–
پ.ن : اون روزی که گفتی بدون تو می میرم ، فکر نمی کردم به این راحتی نمیری !
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
معرفت
معرفت نیست در این قوم خدیا سببی
که برم گوهر خود را به خریدار دگر
————————————————————–
پ.ن : رفقام رفقای قدیم ….با مرام ما اگر می دونستیم که می گفتیم نوش جونت . گوش بشه به تنت اینشالا …. تاسف می خوردم از بابت اتفاق بدی که براتون افتاد ولی حالا می فهمم که از ماست که برماست . فی الواقع به نظرم آدمی که فکر می کنه بقیه چشم تنگ، خودش چشم تنگه که در مورد بقیه هم اینجوری فکر می کنه . خلایق هر چه لایق
۲۸ فروردین ۱۳۹۰
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
خرم آن روز که با دیده گریان بروم
تا زنم آب در میکده یک بار دگر
معرفت نیست در این قوم خدایا سببی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر
یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت
حاش لله که روم من زپی یار دگر
گر مساعد شودم دایره چرخ کبود
هم بدست آورمش باز به پرگار دگر
راز سربسته ما بین که بدستان گفتند
هرزمان با دف و نی بر سر بازار دگر
هردم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کندم قصد دل ریش به آزار دگر
باز گویم نه در این واقعه حافظ تنها نیست
غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر
۲ اسفند ۱۳۸۹
Wi-Fi چیست ؟
یکی از بهترین روش های آموختن ، آموختن ابتداییات است . این موضوع می تواند پی ریزی یک درک مطلب همیشگی را در بر داشته باشد .
لذا WiFi چیست ؟
Wi-Fi ( که به صورت وای-فای یا وی-فی تلفظ می شود ) یک فن آوری استاندارد جهت فراهم سازی شبکه کامپیوتری محلی با استفاده از فرکانس رادیویی (RF) است .
۱۹ بهمن ۱۳۸۹
پایان
| چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من | ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من | |
| روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل | ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من | |
| چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین | گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من | |
| او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود | کام بستانم از او یا داد بستاند ز من | |
| گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست | بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من | |
| گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود | ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من | |
| دوستان جان دادهام بهر دهانش بنگرید | کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من | |
| صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم | عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من |
———————————————————————–
پ.ن :
ببخشید با مرام .
بی مرامی کردم اما چاره ای نداشتم . تو به مرام و مردونگی خودت ببخش .
۱۴ بهمن ۱۳۸۹
این منزلِ ویران چه کنی؟ جای تو نیست!
| سعدی! این منزلِ ویران چه کنی؟ جای تو نیست! | رخت بربند؛ که منزلگه احرار آنجاست |
-
مرور هواگرد
or -
تصاویر
تقویم
ژانویه 2012 ش ی د س چ پ ج « Sep 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 Pages
Categories
پیوندها

